و فرض می کنم که تو می خوانی ...
می خواهم برایت نامه ای بنویسم بدون هیچ ابهام ، برویم سر اصل مطلب ؛ اصل مطلب این است که دلم برایت تنگ است ! اصلا تو حال مرا می دانی ؟! می دانی که هر شب برایت نامه می نویسم و فرض می کنم که تو می خوانی ... هر شب با تو حرف می زنم و از حال خودم می گویم فرض می کنم که تو هم جوابم را می دهی اما جواب هایی که من ، منتظر شنیدنش هستم ! چون می دانم تو واقعا جواب نمی دهی یا اگر جوابی بفرستی ، قطعا من ناراحت می شوم از شنیدنش ... پس بگذار فرض کنیم همه چیز خوب است ! شاید حال من هم بهتر شد ... [ فرهاد محمدی ] ....................... سلام عزیز دلم دیشب بالاخره رفتم سونوگرافی بعد از چند ساعت توی نوبت نشستن ج...
نویسنده :
ارمغان بهشت
8:38



